تبليغاتX
گام سوم
 
/rss
 
 
 
سلام ،تبریک جهت سال نو، یه خبر جدید پلاتوی من تبدیل به سالن شد و باز هم منتظر قدوم مبارک دوستان خواهم بود

آدرس:میدان انقلاب،خیابان آزادی،خیابان اوستا ،روبروی پارک اوستا {همون سر خیابون}ساختمان ۵۱،طبقه زیر همکف،پلاتو گام سوم

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 5:2  توسط محمد باباوند  | 
 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 18:7  توسط محمد باباوند  | 
چند تا از دوستان آدرس دفتر جدیدمو خواستن که باید بگم دفتر جدیدم استودیوی تصویر راه انداختم که تبلیغ پلاتو رو میگذارم رو صفحه منتظر قدوم مبارک دوستان خواهم بود
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 19:9  توسط محمد باباوند  | 
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت         صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 3:47  توسط محمد باباوند  | 
مواقعی با خود فکر می کنم که خدا از این مهربان تر هم می شود ، محرم را داغ دوست داریم دهه اول را این همه گرما آن هم در شروع فصل سرما، کریسمس را همراه با برف و یخ دوست داریم اینهمه باران و برف ... خلاصه همه مان را در هر قالب با شرایط خودمان دوست دارد

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 5:2  توسط محمد باباوند  | 
مردی در مجلسی بادی از خود خارج نمود و خود را راحت کرد و از آن که مبادا کسی به او ظن بد ببرد بر سر کسی که کنار او بود کوفت و تشر زد که چرا این کار بد را انجام دادی مرد نگاهی به تمامی افراد حاضر نمود و زانپس بگفت که در محضر هر که رو سیاه باشم در محضر صاحب عمل رو سفیدم 
 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 4:30  توسط محمد باباوند  | 
روزی کریمخان زند یبس شد طبیب تنقیه را تجویز نمود بساط تنقیه مهیا نمودند خان دید و گفت این بساط برای کیست طبیب از ترس گفت برای من خان فرمان انجام عمل فرموده و پس از این عمل شعین از قضا یبوست خان بر طرف شد من بعد آن واقعه هر گاهی که خان یبس می شد طبیب را تنقیه می نمودند

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 4:25  توسط محمد باباوند  | 
کاش حاجی بود و به عشق اونم که بود تا صبح ول نمی چرخیدیم بلکه سر شب می گرفتیم می کپیدیم  تا کله صبح جمعه مون رو تو دعای ندبه بگذرونیم یا نه اصلا می رفتیم تو سر و صدا می خوابیدیم خواب تو اون محفل که نام حضرتش باشد و حضور قلب پیر دیر های سفر کرده هم الطاف خفیه و جلیه پروردگار

الهم وال من والاه و عاد من عاداه ونصر من نصر وخضل من خضله

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 6:33  توسط محمد باباوند  | 
مطلبی می خواندم البته مدتها پیش در وبلاگ یادداشتها یک دختر ترشیده که ایراداتی وارد نموده بود به اسامی کپی برداری شده از نام وی و البته ایرانیزه بودن موارد که در همه امور چنین برخوردهایی می شود چند دقیقه پیش در لیست وبلاگ های بروز شده وبلاگی تحت عنوان یادداشتهای یک دختر عقد کرده را دیدم که نفهمیدم یعنی چه، اساسا طرف مطلب را نگرفته گویا، وارد شدم بلکه توجیهی ببینم دیدم خاطرات خودش و شو هرش را بناست به نت هدیه کنند ........         ای کاش کمی بیشتر فکر می کردیم بهتر بود مخاطب داشتن راز بقای وب نویس ترشیده نبود و ایضا مخاطب داشتنش توسط اسم ترشیده گی و...  بلکه شناخت آسیب ها و پرداخت صحیح به موضوع بود عقد کردگی و خاطرات شخصی چه دردی را از کسی دوا می کند

خلق را تقلیدشان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 5:17  توسط محمد باباوند  | 

 

این روزها مد شده در بین اهالی تأتر که به محض شنیدن هرگونه بحث ، خبر جلسه و سخنرانی و ... در مورد تأتر دینی میگویند : « تأتر دینی یعنی چه ؟ همه گونه ها در همه تأترها به نوعی تأتر دینی است » و البته همان ها که همان فرمایشها را دارند واهمه شدیدی از هرگونه فعالیتی در این گونه به قولشان تفکیک نشده دارند .

بگذریم که دنیا را محلی است برای گذر

برای ما این گونه تأتر کاملاً تفکیک شده است و احتمال می دهیم هر کسی هم که در این حوزه در هر سمتی فعالیت نموده باشد برایش مشهود نیز بوده ، که گونه اش چقدر متفاوت است ، از هر نظر ، از معنویات ، ایده و ... گرفته تا ریز امور اجرایی ، صحنه و ...

و اما شناخت آسیب ها که پیشتر بسیار به آن پرداخته ایم ، از سرای اهل قلم خانه کتاب گرفته تا سرای کتاب فرهنگسرای دانشجو ، از جلسات محض آسیب شناسی گرفته تا بهانه نقد نمایشهای دینی و از جلسات عمومی تا میزگردهای خصوصی و نتیجه الامر چند نکته قابل توجه باالتفاق :

1- عدم وجود سالنی مجزا جهت تأتر دینی که تمام سال در آن گروههای بزرگ و کوچک ، حرفه ای و آماتور به اجرای تأتر دینی در تمام مناسبتها بپردازند .

2- عدم تقسیم صحیح بودجه و امکانات به طوریکه یکی در سالنهای بزرگ و اصلی با بودجه چشم گیر و دیگری در سالنهایی با کمترین بضاعت حتی نبود صندلی و نور مناسب و بدون هیچگونه بودجه ای در سرتاسر عمر کاریشان

3- عدم تمرکز و همبستگی اهالی تأتر دینی و بی نظمی کانون های مرتبط با آن در مراکز مختلف مثل خانه تأتر ، مرکز هنرهای نمایشی و ...

4- عدم خبرسازی صحیح و اطلاع رسانی دقیق به شکلی که بسیاری از عوام این گونه تأتر را شکل دیگری از هیئات تصور می نمایند .

5- عدم نگاه همه گیر و تلاش برای جذب همه مخاطبین و نه تمرکز بر روی یک درصد مشخص از مخاطبین

و بسیاری نکات از این دست که نیاز به پرداختی مبسوط دارد اما نکته ای که بسیار مهم جلوه می نماید این است که همه اهالی این گونه تأتر معتقدند که صاحبان اصلی کار کسان دیگری هستند (ائمه اطهار) و همه برای آنها کار می کنند ولی معلوم نیست چرا اینقدر به دنبال اسم و رسمشان و محل اجرایشان و از همه مهمتر حمایت بودجه ای هستند و اگر یک کدام از موارد ذکر شده کمی درش قصور جلوه کند کنار می کشند و علاون بر آن اخیراً مد به آنها نیز سرایت نموده و به شکل چشم و هم چشمی که گویی اعتقادات فراموش شده است همه به فکر ثبت گروهها ، زرق و برق تبلیغات و ... که اساساً آقت محسوب می شود و از همه مهمتر ثبت آثار و پیگیری برندشان هستند به طور مثال اگر در گونه های دیگر تأتر مجوز نویسنده جهت اجرای نوشته اش کافیست در این گونه تأتری نه تنها نویسنده (که خود این مسئله مجوز در این گونه مغایر با اعتقادشان می باشد زیرا همگی معتقدند صاحب اثر کس دیگری است) که گروه نیز باید مجوز بدهد لذا بایستی به این دوستان گوشزد نمود که پیشقدم شدن در این حواشی نه تنها خودشان را در معرض آسیب جدی خود بزرگ بینی قرار داده بلکه طیفی را نیز به بیراهه برده و در دنیا و آخرت نیز باید جوابگو باشند لذا دیگر باره تصیه می شود برای جلوگیری از دام این ورطه ها تقوا پیشه کنند و به تفکیک تأتر دینی از دیگر گونه ها توجه نمایند که به جای پرداختن به منزلت خود و تعیین منصب و موقعیت برای خود در قطارهای بی سرنشینانشان ، در اعتقاداتی که مدعی اش هستند سیر کنند تا به جای تولید تأتر بی محتوا آثار دینی خلق کنند و هویت همه اهالی تأتر دینی را هم زیر سوال نبرد

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 3:19  توسط محمد باباوند  |